عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
259
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
و همانا سخن در نكوهش اين حالت را ، در آن معانيى كه ياد كرديم ، از پيش آورديم ، و زاهدان و صوفيان و عبادتپيشهگان را در نكوهش پرخورى ، و تنفّر از آن ، و عادت دادن جانها به كمخورى و كممصرف كردن به منظور چيره شدن بر شهوت حاكم ، و روى گردانيدن از خوشيهاى دنيا ، و اشتياق يافتن به نعمتهاى سراى آخرت ( - ايشان را در آن اغراض ) معنايى ديگر است . مردى از بزرگان برايم نقل كرد ؛ گفت : « حاتم الاصمّ گفته : « هيچ بامدادى فرا نمىرسد جز اين كه شيطان مىگويد : « چه مىخورى و چه مىپوشى ؟ » پس مىگويم : « مرگ مىخورم و كفن مىپوشم ، و در گور جاى مىگزينم . » ، گفت : « يحيى بن معاذ رازى گفته است : « زهد سه چيز است : كمى ، تنهايى و گرسنگى » وى مىگفته است : « گرسنگى توّابين آزمايش ، و گرسنگى زاهدان سياست و گرسنگى صدّيقان كرامت است » . و ابو القاسم جنيد « 49 » مىگفت : « ما تصوّف را از قيل و قال نگرفتيم ، بلكه از گرسنگى و ترك دنيا ، و انقطاع از امور مألوف » . و داود بن نصير الطائى نان خشكيده مىخورد ، به وى گفته شد : « چگونه مثل چنين نانى را ميل مىكنى ؟ » گفت : « آن را وامىگذارم تا به آن ميل پيدا كنم » وى در تابستان آب را از كوزههاى قير اندود مىنوشيد ، به وى گفته شد : « كاش آب خوردنت را سرد مىكردى ؟ » گفت : « هرگاه آب سرد بنوشم چگونه به مرگ تمايل يابم ؟ » و عمر بن الخطّاب ( رض ) كه پيشىگيرنده به اين هدف ، و گيرنده ادب آن آيه و راهنماى اين راه است ، در حالى كه برخى از رسولان بر سر غذاى او حاضر شدند ، گفته است : « بدرستى كه من معتقد به كوتاهى و تقصير شما هستم ، و اگر
--> ( 49 ) - او جنيد بن محمّد ابو القاسم الخزّاز است ، وى سال 297 ه وفات يافت . ( طبقات الصوفيّة سلمى ، ص 159 ملاحظه شود ) [ او ابو عبد الرّحمن محمد بن حسين السّلمىّ النيسابورى متوفى در سال 416 ه است ( كشف الظنون ، ج 2 ، ذيل كتاب طبقات الصوفية . - م . ]